خرید بک لینک

آدم ها

دکتر موسی غنی نژاد

غنی نژاد پس از آن تحصیل در گرایش معرفت شناسی علم اقتصاد را آغاز کرد اما پایان نامه خود در این رشته را دفاع نکرده و به ایران مراجعت کرد.

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

35- لویس مورگان امریکائی

لویس مورگان امریکائی، ماقبل تاریخ مکتوب را به سه مرحله تقسیم می کند:

۱-دوره توحش (انسان شکارچی) کشف آتش، کمان

۲-دوره بربریت (انسان کشاورز) کشف فلز، مادرسالاری

۳-دوره تمدن کهن.

هریک از دوران را بر حسب پیشرفتی که در تولید 《وسایل معاش》پیدا شده به مراحل پائینی، میانی، و بالائی تقسیم می کند.

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

34- دکتر فرشاد مومنی استاد اقتصاد علامه

موسسه دین و اقتصاد ا

din-eghtesad-logo

din-eghtesad-logo

اعضای هیات امنا:

راه های تماس:

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

31- حسن روحانی، رئیس‌جمهور

روحانی، رئیس‌جمهور ۱۲-۱۱ :

مردم باید بعد از جنگ ۱۲ روزه اصلاح در امور را ببینند؛

۱- مردم از فردا ببینند که قانون را اصلاح کردیم، که اگر عده زیادی از مردم به یک فردی علاقه دارند یا ۶۰ درصد مردم علاقه دارند، یک جمع کوچک نمی‌تواند او را رد کند. -اصلاح کنید قانون را.

۲-صداوسیما را یک سال ملی کنیم. صداوسیما علیه اتحاد و انسجام ملی کار می‌کند.

۳-دولت یا حاکمیت همه تلاششان را بکنند ظرف یک سال آینده رشد تورم را متوقف کنند. این به مردم امید می‌دهد.

در قدم اول نقدینگی را مهار کنید.

به بانک‌ها اولویت بدهید برای سرمایه در گردش، برای رشد تولید و

ارز آنچه که صادرات می‌شود - انشاءالله ارز نفتی که برمی‌گردد - ارز غیرنفتی‌اش هم برگردد. وقتی برگردد یک مقدار قیمت ارز در بازار مهار می‌شود

منبع: حسن روحانی، رئیس‌جمهور ۱۴۰۰-۱۳۹۲ ، عصرایران

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

30-ناصر تقوایی  (۱۴۰۴-۱۳۲۰)

مرضیه وفامهر همسر هنرمند ناصر تقوایی با تایید خبر درگذشت او نوشت:

پروازش را به خاطر بسپاریم. او عاشق گیاهان بود، به یادش درخت بکاریم. او عاشق نور بود، شمع خویش را بیافروزیم. او عاشق جامه‌ سپید بود، به یادش سپید بپوشیم. او عاشق ادبیات بود، به یادش بخوانیم. او عاشق سینما بود، به یادش تماشا کنیم. یاد او را با نواختن و شنیدن موسیقی، و تماشای هنرها گرامی بداریم نه غیر از این.

منبع: دنیای اقتصاد، ۱۴۰۴/۰۷/۲۲ - ۴۲۲۰۵۰۴

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

29- داستان روباه و خروس

Menu

Menu

بازخوانی حکایتی از مرزبان‌نامه

داستان روباه و خروس

داستان روباه و خروس

داستان روباه و خروس

کتاب ارزشمند مرزبان‌نامه، ترجمه سعدالدین وراوینی است که در نیمۀ اول قرن هفتم هجری، میان سال‌های 617 - 622 از گویش طبری باستان به زبان پارسی دری، انجام داد.

(تألیف متن طبری آن توسط مرزبان بن رستم، یکی از شاهزادگان طبرستان)

روباه زیرک به حرصی تمام می‌دوید تا به نزدیک خروس رسید

، خروس از بیم بر دیوار جست.

روباه گفت: از من چرا می‌ترسی؟ من این ساعت درین پیرامون می‌گشتم، ناگاه آواز بانک تو به گوش من آمد، و سینۀ من طپیدن گرفت، و مرا اینجا کشید.

تا ترا آگاه کنم که پادشاه وقت منادی فرمودست که هیچ کس مبادا که برکس بیداد کند، یا اندیشۀ جور و ستم در دل بگذارند. تا از اقویا بر ضعفا دست تطاول دراز نبوَد و جز به تطول احسان با یکدیگر زندگانی نکنند، چنانک کبوتر هم‌آشیان عقاب باشد، و میش همخوابۀ ذئاب، شیر در بیشه به تعرضشغال مشغول نشود، و یوز دندان طمع از مذبح آهو برکند، و سگ در پوستین روباه نیفتد، و بازکلاه خروس نرباید، اکنون باید که از میان من و تو تَناکُر و تنافی برخیزد، و به عهده وافی از جانبین استظهار تمام افزاید.

خروس در میانۀ سخن او گردن دراز کرد و سوی راه می‌نگرید.

روباه گفت: چه می‌نگری؟

گفت جانوری می‌بینم که از جانب این دشت می‌آید، به تن چند گرگی، با دم و گوش‌های بزرگ روی به ما نهاده، چنان می‌آید که باد به گوش نرسد.

روباه را ازین سخن سنگ نومیدی در دندان آمد و تب و لرزه از هول بر اعضا اوفتاد، از قصد خروس باز ماند، ناپروا و سراسیمه پناهگاهی می‌طلبید که مگر به جائی متحصن تواند شد.

خروس گفت: ببیا تا بنگریم که این حیوان باری کیست؟

روباه گفت: این امارت و علامات که تو شرح می‌دهی دلیل آن می‌کند که آن سگ تازیست و مرا از دیدار او بس خرمی نباشد.

خروس گفت: پس نه تو می‌گویی که منادی از عدل پادشاه ندا در دادست در جهان که کسی را بر کس عدوان و تغلب نرسد، و امروز همه باطل جویان جور پیشه از بیم قهر و سیاست او آزار خلق رها کردند؟

روباه گفت: بلی اما امکان دارد که این سگ این منادی نشنیده باشد، بیش از این مقام توقف نیست... از آن‌جا بگریخت و به سوراخی فرو شد.

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

آدم ها

28- حکایت روباه و زاغ

روباه و زاغ:

حکایتی از ازوپ

روزی، یک روباه دید که زاغی با تکه‌ای پنیر در منقارش، پرواز کرد و روی شاخه‌ی درختی نشست.

«این پنیر برای من است، چون من یک روباه هستم،»

این را (روباه زیرک) با خود گفت و به سمت پای درخت رفت.

او فریاد زد:

«روز بخیر، خانم زاغ! امروز چقدر زیبا به نظر می‌رسی: چه پرهای براقی، چه چشم‌های درخشانی. مطمئنم که صدای تو از صدای پرندگان دیگر برتر است، همانطور که ظاهر تو برتر است. فقط یک آواز از تو بشنوم تا بتوانم به تو به عنوان ملکه پرندگان سلام کنم.»

زاغ سرش را بلند کرد و با تمام توان شروع به «غار غار» کردن کرد، اما به محض اینکه دهانش را باز کرد، تکه پنیر به زمین افتاد و روباه زیرک فوراً آن را قاپید.

روباه گفت:

«کافی است! همین چیزی بود که می‌خواستم. در ازای پنیرت، یک نصیحت برای آینده به تو می‌دهم.»

پند اخلاقی حکایت ازوپ: «به چاپلوسان و اطلاعاتی ها، اعتماد نکنید.»

تقویم

برچسب: نویسنده: adamha24 تاريخ: 1405/4/22 ساعت: 13:05

صفحه بندی